۷۲#- راست گفتن شجاعت می خواد، اما برای اون مدالی بِهت نمی دن.
۷۳- من قول امروز ۱۳۹۰/۱/۱۱ رو برای انتشار قسمت پنجم نامه هام داده بودم، اما راستش برای گفتن موضوعاتی که دلم می خواد با شما -که این شماره ها رو از خودتون می دونید- مطرح کنم، به اندازه کافی فرصت نداشتم.
بارها شماره ها رو مرور و حتّی تایپ هم کردم (آخه می دونید که این شماره ها از روز اول تایپ شدند)، اما همه شون دل به خواه خودم نبودند و شماها -که شماره هام شدین- بهتر از همه می دونید که از کراماتِ منِ عاشق اینه که تا خودم چیزی و مزّه نکنم و ندونم که شیرینه یا تُرش، سرده یا داغ، هیچ وقت بهتون پیشنهاد نمی کنم (!)
۷۴ (۷+۴)- راستی امروز 3/31/2011 هم هست، جالب شده ها ؛
3+3+1+2+0+1+1=11
۷۴#- چند روز دیگه (احتمالا" کمتر از یک هفته) ادامه این شیرینِ ترشِ یخِ داغ رو به شما -که آخ آخ- تعارف می کنم.